لحظه هامو ثبت میکنم...

تراوشات مغزمو مینویسم...

نه واسه مخاطب خاصی...

واسه ی خودم...

واسه اینکه یادم بمونه کی زخم خوردم..

کی رنجیدم...

کی رنجوندم...

 


?


دلم تنهایی میخواهد...

از آن تنهایی های ۳ نفره...

من

تو

خدا...

در دنج ترین گوشه ی این کره ی خاکی

اینقدر غرق عشق بازی شویم

که خدا هم محو تماشایمان شود...

به عشق آدم و حوا شک کند...

شروع عشق از اینجاست

از من و تو

که تمامی قوانین خلقت ا تغییر داده ایم

طوری که خدا نیز حالا

در جبهه ی ماست...

 

ف.خ


?


اگر گناهم
هم آغوشي با توست
اگر گناهم
يك عشق ممنوعست
به جهنم كه مرا به جهنم ميبرند...
اصلا بگذار برويم جايي به دور از همه ي زاهدان نقاب دار
وقتي من باشم و تو
وقتي عشق باشد
جهنم كه ديگر معنا ندارد
مگر بهشت چيست؟
جز يك فضاي چند وجبي
در كنار معشوقه ات ؟

 


?


یه زمانی هر روز به عشق سر زدن به وبلاگم...

نوشتن حرف دلم 

و خوندن نظر بقیه بیدار میشدم...

اما یه ساله اخیر اینقد زندگیم سینوسی بوده که وقت واسه 

هیچی نداشتم...

گاهی یه جمله ای میاد تو ذهنم و تو نت گوشیم مینویسم...

زندگیم خیلی سخت شده...

بریدم از همه چی...

نفس میکشم ولی زندگی نمیکنم...

قلبم هر ثانیه میشکنه...

و هیچکس پاسخگو نیس...

شاید تاوان دلی که شکوندم رو پس میدم...

شاید...


?


بعد از مدتــ ها گفتم یه سری بزنم به این وبلاگ خاک خورده ..

فردا تاسوعاست ...

خیلی دلم گرفته خدا ...

منو انگار اصن یادتـــ رفته ...

خدایا ... یه دایی داشتم ...

اونو ک ازم گرفتـــــــی ...

هزار تا چیز دیگـــه ازتـــ خواستم ، بهم ندادی ...

 چرا ... 

مگه من چه گناهي كردم ؟؟

 


?


حسود نيستم...

اما وقتي مال مني بهم برميخوره دست كسيو بگيري

با كسي بحرفي

عكس بگيري..

♥️♥️♥️♥️♥️  

پیشانیم… چسبیدن به سینه ات را میخواهد وچشمهایم خیس کردن پیراهنت را…

عجب بغض پر توقعی دارم من امشب...

 

 

 


?


اشک ...

همخوابــــــــه همیشگیه من ...

بغض تو گلومه ... نمیتونم خالیش کنم ...

اون آدم سنگ و سرده مغرور کو که اگه جلوش یکی میمردم ککش نمیگزید ....؟

خسته شدم خدا ...

تو که حال و روزمو میدونی .. تو که دردامو میدونی ...

یا قطعش کن یا منو ببر پیش خودت ...

2هفته دیگه ...

تنها تو یه شهر غریب ...

وقتی دلم اینجاس ... همین حوالی ...

همه چی تو زندگیـــــــــــــــم عوض شده و این تغییرات خستم کرده ...

خسته خدا ...


?


من یـــــــه آدم ِ عجیبــــــــــــــم ..

که درکـــــــــم حیلی سخته ...

عشقم عجیبـــــــه ...

اما زنذگیـــــــــــــــه خودمـــــــــــــــه ...

به خودم مربوطــــــــــــــــــــه ..

آیندم و اینکـــــــــــــه یا کی باشمو خودم تعیین میکنم ...

 

love is love...


?


گنجشک ها از من آشیانه می سازند،
کلاغ ها به من می خندند ...
این روزها
مترسکی شده ام
که ترساندن نمی داند !

 

***

خاطـــــــــــرات بی هــــــــوا می آیند

گاهی وســـــــــط یک فــــــــــکر…

گاهی وسط خــــــــــیابان!!!

ســـــردت میکنند؛ داغـــــت میکنند خاطـــــرات تمـــــــــام

نمیشوند…

تمامـــــــــت میکنند...!!

***

 

 

 


?


خدایــــــــــــــــــــا...

همیشه کنارم نگهش دار...

همیشه رو لباش خنده باشه ...

خدایا ...

بدجوری عاشقش شدم ...

خدایا ...

حسمــــــــــون واقعا نابــــ ِ ...

خدایـــا ...

مرسی بابتِ همه چی ... ♥


?


کنارم که هستی
زمان هم مثل من دستپاچه می شود ...
عقربه ها دوتا یکی می پرند...
اما
همین که میروی...
تاوان دستپاچگی های ساعت را هم من باید بدهم...
جانم را میگیرد ثانیه های بی تو ...

........

گاهی اوقات آدم دلش میخواد ی پرانتز باز کنه...
عشقشو بذاره داخلش ...!!!
پرانتز رو ببنده تا دست احدالناسی بهش نرسه ...!!!

........

 

میخوای بی تفاوت باشم ....؟

باشه خیالی نیس ....

بایذ قیذ احساسمو بزنم .. قید عشق رو ..همینو میخوای ...؟


?


آرزو به دلم موند يكي بياد تو زندگيم كه فقط من تو زندگيش باشم ....

هميشه بايد وجود يكي ديگه رو تحمل كنم ... چرا خدا ؟ واقعا چرا ؟

فك ميكردم دردسراي گذشته.. اون ناراحتيا.. رنجيدنا ديگه تموم شد... اما انگار اين قصه تمومي نداره...

خدايا... كاري كن بشم همون سنگي كه بودم ..

دارم داغون ميشم... تو ديگه دركم كن ....

 


?


ســـرد بودنم رو بزار پای گرم بودنت با دیگران ... :)

 

من اونی نشدم که خودم میخواستم !انتظار داری اونی بشم که تو میخــــوای ؟؟ :دیـ

 

عشقــــــم بهت عمیق بود ، اما "تو" قدر روزامونو ندونستــــــی ...!

 

حســـم هیچ وقت بهت عوض نمیشه ... حالا هرجور میخوای فک کن ... :)

 

 

 

 

 

 

 

 


?


خدایــــــــــــــــــــــــا ...

خیلی خوشحــــالم ...

ممنونم واسه همه چی ...

ممنونم که باز همه چی داره خوووب میشه ...

ممنونم که این روزا میخنــــــدم ....


?


عشق یه شهره که ازت دور نیست

هر چقد هم جاده بخواد کش بیاد

عشق یه دختر با موهای سیاست

وقتی نشستی تا با ساکش بیاد

عشق همینه که نگاهت کنه

عشق کنی، لرز کنی، تب کنی

تا اس ام اس میزنه دارم میام

پاشی و تهران و مرتب کنی

عشق یه آهنگ پر از خاطرست،

اشکه و لبخند ،ولی عالیه

عشق یه حالی مثل دلواپسی،

عشق یه حسی مثه خوشحالیه

♫♫♫

عشق همینه که اگه خسته بود

خسته نشی باشی و درکش کنی

اگه اذیت میشه از بوی دود

سیگار لعنتی رو ترکش کنی

عشق مثه برفه که میشینه و

خستگی در میکنه تا آب شه

عشق همینه که تا اسمش میاد

ابرا برن اونور و آفتاب شه

لینکـــ دانلود :

http://dl.diarmusic.ir/Music/92/11.92/rastak/1/Rastaak%20&%20Kaveh%20Afagh%20-%20Eshgh%20%5B128%5D.mp3


دانلود آهنگ عشق, رستاک و کاوه آفاق, عالیه

?



چه راستــــ میگفتنـــد که گناه شیریـــن استـــ ...
مخصوصا اگـــر گناهم بوسیدن لبــــ های تو باشـــد ...


ستــاره های پلاستیــکی اتاقــم
دیگــر مثل سابــق نمی درخشند...
ستــاره های حقیقــی
پشتـــ انبــوهی از ابــرهای بارانی
گـــم شده اند...
نیمه ی تابان ماه پیدا نیستـــ
چــه اهمیتی دارد...
در ایــن شهر هــزاران مــاه برای روشن ماندن تقلا می کنند..
و هر شاپرکــی را به کام مرگــــ می کشانند
ولی ماه من یگـــانه استـــــ ...
حتــی اگر هنــگام خوابـــ پتویی بــر رویش بکشد...

از آرشیـــو وبلاگ قبلیم ...


?




من ، اینجــــــــا

"تنهـــــــا"

تو ، آنجــــــــــا

با "تن ها "


?


تو بدترین هفتـــــه ی زندگیم

تنهام گذاشتین ...

همه ی شمایی که واستون جونمم

میدادم ....


از این به بعــــــــــــد تنهایی رو

ترجیح میدم ...




?


میخواستم بخوابم اما یهو حسش رفت...

پرده رو زدم کنار و نشستــم رو تختــــلپتاپـــو گذاشتم رو پامو شروع کردم

 
به تخلیه ی این مغـــز ِ مریض !!

از صدای برف پارو میکنیم تو کوچه

خندم گرفتـــ :دیـ

بذارین لا اقا 10 سانتـــ برفــ بیاد آخه !! :)

چقدر عاشق دیدن این منظره بودم و هستم ...

نشستن برف رو شاخ و برگـــ درختـــا ...

عاشق آرامششم .. بی صدا میاد و

همه جا رو سفید میکنه ..

جدا از خاطرات خوب و خیلی بدی

که از برفــ دارم

اما خیلی چیزا بهم یاد داده ...

چون دیر به دیر توو جایی که

هستیم برفــ میاد

آرزومونــــــــــــــه ..!

واسه دیدنش لحظه شماری میکنیم !

لذتــــ میبریم ....

قضیه ی ما آدما هم همینــــه ...

همیشه ک در دسترس باشی دلشونو میزنی ...

باید نباشیتا ارزش ِ بودنتـــ احساس شـــه ...
12-11-92


?


آقا اصلا من لاشـــی ... !!

مجبورتــ ـــ که نکرم با من باشی ...!!

این زندگیـــــه منه تو کجاشـــی ؟؟!!



به عدد مقدس 125 رسیدیـــم !

باس زنگ بزنیم ..یه سری دیگه

خاکستــــــر شدن !! :}


?


دلم یهمسافرت دو نفره میخواد ... :(

یه جایی که دریـــا داشته باشه ...

من و تو دوتایی دور از همه ...

رو شن های ساحل دراز بکشیم ...

بغلم کنی ، آرومم کنی...

بگی : ببین دیگه غصه نخور...

همه چی تموم شد !

ما دیگه با همیم و هیچی نمیتونه جدامون کنه

حتی مرگــ ــ ــ ــ ـــ

منم از شدت خوشحالی محکم بغلتــ کنم

جوری که هیچی نتونه جدامون کنه ♥

یعنی میشــــ ــه ؟؟ :)


?


منــــــــــــــم میدونم این احساس ...

نبایـــــد باشه اما هست....

گاهی باید فراموش کرد ..

تمام احساستـــ به یک نفر را 

تمام عشق را ...

غیر از این نابود میشوی ...

میان شعله ی خاطرات میسوزی و خاکستر میشوی ...

گاهی باید فراموش کنی

همان طور که فراموش شدی ...


پــــ . ن : آی لاو مای نیو قالب ♥


?


جای بوسه هایت هنوز روی لبـــم باقیست ...

مثل عطرت روی تختم ...

بعد از این میلیون ها ثانیــــــه ...

خاطراتت که جای خود دارند ...

یهو به سراغم میایند و مرا میبرند به آن روزهای خوش...

یادت هست ؟؟

اولین بوسه مان را میگویم ...

در یک جای شلوغ اما دور از چشم همه ...

همان چند ثانیه که عاشق ترم کرد ...

یادت هست ؟؟

میگفتی مال من باش...

قلبم را دست تو سپردم ...

و دیروز در گوشه ای از خیابان قلبم را دیدم

ترک خورده و خاکی ...

پرس و جو کردم

گفتند در یک پلاستیک مشکی پیدایش کردند ..

با یک مشت عکس های سوخته

و یک دفترچه ی خاطرات ...




?


سال ها زجر کافــــــــــی نبود ؟؟

از این به بعد هم باید آخرین مسیجتـــ رو تکرار کنم ...

و احساسی ما بینِ غم و شادی ...

خیلی دلم میخواد این رویــــــا رو باور کنم اما ...

کاری با دلم کردی کـــه نمیشه ...


میـــرم ، با اینکـــــــــه عاشقت هستم ..

با اینکـــه چشمای تری دارم ...

ای کاش بفهمی که برای تو

آرزوهای بهتــــــــری دارم ...


دلـــــــم میخواست یه روز صب از خواب بیدار شم ...

ببینم مامانم بالا سرم ِ و میگه :

بسته دیگه چقدر میخوابی ...

پاشو درساتو بخون ...

مشقاتو نوشتی ؟

بذار برات دیکته بگم ...

بنویس : سارا انار دارد  ...

و متوجه بشم تمام سال های بعد از 9 سالگـــــیم فقط یک کابوس بوده ...





?


۹ساعت دیگه...

معلوم نیس زنده م یا نه ....

۱میلی متر اشتباه =مرگ ....

استرس دارم....

با اون همه گناه ، جهنم رو ۶ دانگ خریدم...

.....


?


زندگـــــــی دلمو زده ..
خدایــــا حوصلم سر رفتــــ

میشه تمومش کنی ؟؟

لطفــا ...


?


خب،حرف بزن..

چی بگم ؟ 

از خودت بگو...

یه آدم آروم،معمولی و یکمم خودخواه...

ممم...بزار نگات کنم.. خب میخوای بهت بگم چه شکلی هستی؟

اوهوم...

یه آدم مغرور،خودخواه،یه دنده و لجباز،به شدت عصبی و اخمو...

نه بابا اینجوریام نیستاا...

هست دختر..هست...

شایدم باشه..نمیدونم... خیلی وقته به خودم فک نکردم

پس به چی فک کردی؟

به آدمای اطرافم...

مگه چطورین؟؟؟

طوری نیستن.. فقط رو اعصابمن...

چطور؟؟؟

اذیتم میکنن،با حرفا و کاراشون‌‌‌. اشتباهات من به چشمشون میاد اما بدی هایی که در حقم کردن یادشون میره.‌‌

خب اینکه طبیعیه.اکثر آدما اینطورن...

بله ...و همه ی اطرافیان منم اینطورن‌.‌

بهش فک نکن...

اگه میشد که نمیکردم...نمیشه....

عذاب میبینی و اونا عین خیالشون نیس..‌

آره اونا کلا هیچی رو نمیبینن.‌‌ اون هیچ وقت نمیفهمه چند نفرو از دست دادم تا با اون باشم‌...هیچوقت نمیفهمه چند بار دعوا گرفتم به خاطر اون... نمیدونه چند شب گریه کردم..

حالا اون کیه ؟؟

اون دیگه‌.. نمیشه گفت...

بگو‌.دکتر محرمه..‌

بیخیال... یه آدم که بهترین روزای زندگیم کنار اون بود و دیگه نیس... دیگه ندارمش...

عاشقی بد دردیه....

نه ،عاشقش نبودم..اما ... اما دیوونه وار دوسش داشتم..‌

چرا چشمات خیس شد ؟؟

... میشه بقیش رو بزاریم واسه جلسه ی بعد ..‌‌؟


داغونم کردی....

داغون...



?


میگن یلداس...

دراز ترین شب سال....

خب به من چه ؟؟

واسه آدمی که تنهاس هر شب یلداس....

واسه آدمی که هیچ دلخوشی ای نداره هر روز و شب یلداس..

از این سنت های بیخودی بیزارم...

امشب تنها کاری که کردم پاک کردن تک تک آهنگایی بود که باهاشون خاطره داشتم...

و پاک کردن تمام آدما از ذهن و شایدم قلبم...

بسته دیگه... خسته شدم...

از اینکه دل یکیو بدست آوردم و ده تا دل دیگه رو شکستم خسته شدم....

از اینکه ۳ ماه هر شب با گریه و سر درد خوابیدم خسته شدم...

از این فاصله ها خسته شدم....

کاش این روح خستم اسیر یه تن دیگه میشد...

خاطرات مثله یه کفش با پاشنه ی پونز دار یه عمر قلبمو سوراخ کردن...

از عشق اول و خیانتاش گرفته تا....

آره خیلی بدی کردم به خیلیا....

اما خیلی بدی هم دیدم...

اگه کسیو فراموش کردم،حتما قبلش فراموش شده بودم...

هیچ وقت آدم خوبی نبودم تو زندگیم

اما همون اندک کارای خوبی ام که کردم به چشم هیشکی نیومد...

باشه،خیالی نی...

منو بشکنی با خورده هام شاهرگتو میزنم

حتی اگه عشقم باشی‌‌‌‌....


فریال - ۱/۱۰/۹۲ شمسی - ۱۲:۰۷




?


دیگر صدایت نمیکنم

تا برایم از «جانت» مایه نگذاری‌..

آری

فکر کن مغرورم....

اما من احساساتم را پای کسی که قدر نداند نمیریزم....

فکر کن خودخواهم‌‌‌..‌

آری

همینطورم

همه چیز را فقط برای خودم میخواهم‌‌‌‌....

تعجب نکن اگر این روزها دیگر نمیخواهمت.‌‌.

میدانی،زشت است چشم داشتن به مال مردم.‌‌.



?


گنه كردم گناهي پر ز لذت

كنار پيكري لرزان و مدهوش

خداوندا چه مي دانم چه كردم

در آن خلوتگه تاريك و خاموش

 

 در آن خلوتگه تاريك و خاموش

نگه كردم بچشم پر ز رازش

دلم در سينه بي تابانه لرزيد

ز خواهش هاي چشم پر نيازش

  

در آن خلوتگه تاريك و خاموش

پريشان در كنار او نشستم

لبش بر روي لب هايم هوس ريخت

زاندوه دل ديوانه رستم

 

فرو خواندم بگوشش قصه عشق:

ترا مي خواهم اي جانانه من

ترا مي خواهم اي آغوش جانبخش

ترا  اي عاشق ديوانه من

 

هوس در ديدگانش شعله افروخت

شراب سرخ در پيمانه رقصيد

تن من در ميان بستر نرم

بروي سينه اش مستانه لرزيد

 

گنه كردم گناهي پر ز لذت

در آغوشي كه گرم و آتشين بود

گنه كردم ميان بازواني

كه داغ و كينه جوي و آهنين بود

 


?